<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پدافند غیرعامل</title>
    <link>https://pd.ihu.ac.ir/</link>
    <description>پدافند غیرعامل</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مدل‌سازی و طراحی موانع فیزیکی برای ایمنی مخازن ذخیره‌سازی مواد خطرناک با رویکرد پدافند غیرعامل</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210448.html</link>
      <description>تجهیزات ذخیره‌سازی و حاوی مواد خطرناک در صنایع به دلیل خطرات ناشی از حملات عمدی و خرابکارانه، همواره در معرض تهدیدات جدی قرار دارند. این امر ضرورت توجه و اقدامات جدی در زمینه ایمنی و امنیت را در این تأسیسات ایجاب می‌کند. این تحقیق به بررسی و مدل‌سازی فاصله‌های ایمنی تجهیزات ذخیره‌سازی تحت فشار در برابر تهدیدات تیراندازی می‌پردازد. در این راستا، ابتدا تهدیدات ناشی از سلاح‌های سبک، شناسایی و گلوله‌های مختلف بر اساس ویژگی‌های فیزیکی و مکانیکی آن‌ها دسته‌بندی شدند. سپس، با استفاده از مدل‌های نفوذ گلوله، سرعت حد پرتابه و حداکثر فاصله ایستادگی محاسبه گردید. نتایج نشان می‌دهد که فاصله‌های ایمن به نوع سلاح و ویژگی‌های هدف وابسته است و برای پرتابه‌های تفنگ دستی، فاصله‌های ایستادگی به‌طور میانگین کمتر از 11 متر و برای پرتابه‌های تفنگی تا 1135 متر متغیر است. همچنین، تحلیل مونت کارلو تأثیر زاویه افست تیرانداز را بر فاصله‌های ایمنی مورد بررسی قرار داد و نشان داد که این تأثیر به‌ویژه در تیراندازی به اهداف کوچک قابل توجه است. این یافته‌ها به‌عنوان مبنایی برای طراحی موانع حفاظتی و تدابیر امنیتی در تأسیسات ذخیره‌سازی مواد خطرناک به کار می‌روند. در نهایت، این تحقیق بر اهمیت به‌کارگیری رویکردهای پدافند غیرعامل و آموزش کارکنان در افزایش تاب‌آوری و ایمنی تأسیسات تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی مساحت ناحیه سوخته ناشی از آتش‌سوزی در جنگل با رویکردی مبتنی بر یادگیری ماشین</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210196.html</link>
      <description>آتش‌سوزی جنگل یکی از تهدیدات جدی برای منابع طبیعی و زیرساخت‌های حیاتی کشور است که سالانه خسارات گسترده اقتصادی، زیست‌محیطی و امنیتی به همراه دارد. این پژوهش باهدف تقویت سامانه‌های پدافند غیرعامل و مدیریت بحران در مواجهه با آتش‌سوزی‌های جنگلی، رویکردی نوین مبتنی بر هوش مصنوعی برای پیش‌بینی مساحت ناحیه سوخته ارائه می‌دهد. در این پژوهش، از الگوریتم ایکس‌جی‌بوست (روش پیشنهادی) در چارچوب یادگیری ماشین برای پیش‌بینی دقیق مساحت مناطق آسیب‌دیده از آتش‌سوزی با استفاده از داده‌های هواشناسی، جغرافیایی و زمانی استفاده شده است. این مدل در معیارهای ارزیابی جذر میانگین مربعات خطاها و میانگین خطاهای مطلق به ترتیب مقادیر 602/61 و 273/12 را به دست می‌آورد؛ که امکان برنامه‌ریزی منابع و تجهیزات موردنیاز برای مهار آتش را فراهم می‌کند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که با تحلیل مکانی - زمانی آتش‌سوزی‌ها، می‌توان نقاط بحرانی و زمان‌های پرخطر را شناسایی کرد، همچنین مساحت آتش‌سوزی احتمالی را با خطای اندکی برآورد نمود و منابع پدافندی را به‌صورت هدفمند تخصیص داد. این رویکرد در راستای آمایش سرزمینی هوشمند و مدیریت بحران پیشگیرانه، امکان حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی مجاور مناطق جنگلی را تقویت می‌کند. همچنین، این مدل می‌تواند به‌عنوان مکمل برای یک سامانه هشدار سریع در چارچوب پدافند غیرعامل و تاب‌آوری زیست‌محیطی، نقش مهمی در کاهش خسارات و حفظ منابع ملی ایفا کند. گرچه این مطالعه بر داده‌های خارج از ایران متمرکز است، اما پژوهش ارائه شده قابلیت بومی‌سازی برای جنگل‌های ایران را دارد و می‌تواند به‌عنوان ابزاری راهبردی در پدافند غیرعامل کشور مورداستفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت آلودگی رادیواکتیویته در مراتع و اکوسیستم جنگلی با رویکرد پدافند هسته‌ای</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210480.html</link>
      <description>پس از بروز یک حادثه هسته&amp;amp;shy;ای، مواد پرتوزا در محیط اطراف پراکنده شده و باعث آلودگی محیط زیست، از جمله جنگل&amp;amp;shy;ها و مراتع می&amp;amp;shy;گردند. با چرای دام&amp;amp;shy;ها از مراتع آلوده، مواد رادیواکتیو می&amp;amp;shy;توانند از مسیر شیر و گوشت آلوده وارد زنجیرۀ غذایی انسان شوند، که مصرف این مواد غذایی آلوده یکی از مسیرهای اصلی آلودگی زنجیرۀ غذایی انسان بعد از یک حادثه هسته&amp;amp;shy;ای به شمار می&amp;amp;shy;آید. پژوهش حاضر به‌منظور بررسی و شناسایی روش&amp;amp;shy;ها و راهکارهای پدافندی رفع آلودگی مواد پرتوزا بعد از یک حادثۀ هسته&amp;amp;shy;ای در اکوسیستم&amp;amp;shy;های جنگلی انجام شده است. بدین منظور در این پژوهش نتایج منتشر شده از روش&amp;amp;shy;های آزمایشی مبنی بر چگونگی رفع آلودگی از محیط‌زیست جنگلی بعد از حوادث گوناگون هسته&amp;amp;shy;ای وقوع یافته در سراسر جهان، خصوصاً حادثۀ چرنوبیل (1986)، موردبررسی و مطالعه قرار گرفتند. مشخص شد که با نشست مواد پرتوزا در محیط&amp;amp;shy;زیست جنگلی در مدت زمانی کوتاه و در حد چند ماه، غلظت آلودگی در محصولات غذایی جنگلی مانند؛ قارچ&amp;amp;shy;ها و توت&amp;amp;shy;ها به‌شدت افزایش &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;می&amp;amp;shy;یابد و حیوانات جنگلی نیز با خوردن آن&amp;amp;shy;ها آلوده می&amp;amp;shy;شوند. یکی از راه&amp;amp;shy;های انتقال آلودگی&amp;amp;shy;های پرتوزا از اکوسیستم جنگلی به زنجیرۀ غذایی انسان نیز مصرف مواد غذایی جنگلی و یا شکار حیوانات از جنگل&amp;amp;shy;های آلوده است. پس از گذشت یک سال، خاک به منبع اصلی آلودگی رادیونوکلوئیدی در جنگل تبدیل می&amp;amp;shy;شود. همچنین با خروج چوب&amp;amp;shy;های آلوده از جنگل و استفاده از آن&amp;amp;shy;ها، مسیرهای انتقال آلودگی به افرادی که به&amp;amp;shy;طور معمول خودشان بطور مستقیم در جنگل در معرض تابش&amp;amp;shy;های پرتوزا قرار نمی&amp;amp;shy;گیرند، افزایش می&amp;amp;shy;یابد. اقدامات متقابل متنوعی برای رفع و یا کاهش آلودگی&amp;amp;shy;های پرتوی از طریق محیط&amp;amp;shy;زیست جنگلی وجود دارد. اما تنها اقداماتی را که دارای قابلیت اجرایی بالایی بوده و&amp;amp;nbsp; بطور مؤثری در رفع یا کاهش آلودگی اثربخش هستند، باید در راستای رفع و یا کاهش آلودگی&amp;amp;shy;ها بکار گرفت. به&amp;amp;shy;نظر می&amp;amp;shy;رسد می&amp;amp;shy;توان با اجرای اقداماتی مانند؛ محدودکردن دسترسی به جنگل&amp;amp;shy;ها، جلوگیری از آتش&amp;amp;shy;سوزی در جنگل، اصلاح شیمیایی خاک جنگل&amp;amp;shy;ها، فراوری محصولات خام جنگلی، تغییر زمان شکار در جنگل و پرهیز از جمع&amp;amp;shy;آوری محصولات غذایی جنگلی، میزان انتقال آلودگی&amp;amp;shy;های پرتوزا به انسان را از طریق اکوسیتم&amp;amp;shy;های جنگلی به حداقل رسانید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نقش نور در ایجاد مطلوبیت فضایی ایستگاه های مترو با رویکرد ایمنی و امنیت</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210481.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی نقش نور در ارتقای مطلوبیت فضایی ایستگاه&amp;amp;shy;های مترو با تمرکز بر ایمنی و امنیت می‌پردازد. با توجه به ماهیت زیرزمینی و اغلب تاریک ایستگاه‌های مترو، نورپردازی مناسب نه‌تنها برای جهت‌یابی و دید مناسب ضروری است، بلکه به‌طور قابل‌توجهی بر احساس امنیت و آسایش کاربران تأثیر می‌گذارد. هدف از این پژوهش، تبیین جایگاه و نقش نور در مطلوبیت فضایی ایستگاه‌های زیرزمینی مترو و درک عوامل مؤثر بر تجربه کاربر و ایجاد فضایی امن و ایمن برای مسافران است؛ توجه به ملاحظات دفاع غیرعامل در این فضاها، مصونیت بخش بوده و به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های برتری قدرت و امنیت در زمان بحران خواهند بود. روش تحقیق در این پژوهش &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;توصیفی- تحلیلی است و روش جمع‌آوری داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه می‌باشد. پس از شناسایی شاخص‌ها با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مراجعه به منابع معتبر، جهت ارزیابی این شاخص‌ها از نظرات کارشناسان متخصص با استفاده از ابزار پرسشنامه در زمینه محتوای آزمون موردنظر استفاده می‌شود و با توضیح اهداف آزمون برای آن‌ها و ارائه تعاریف عملیاتی مربوط به محتوای سؤالات به آن‌ها، از آن‌ها خواسته می‌شود تا هریک از سؤالات طبقه‌بندی کنند. در گام بعدی پرسشنامه شماره دو در 10 ایستگاه زیرزمینی مترو تهران (امام حسین علیه السلام، دروازه شمیران، امام خمینی (ره)، شهید نواب صفوی، میدان ولی عصر (عج)، تئاتر شهر، توحید، دروازه دولت، میدان شهداء و شادمان) توزیع شد؛ تا نقش و اثر هریک از مؤلفه‌های کیفیت نور در راستای ارتقاء شاخص‌های ایمنی و امنیت بررسی شده و مشخص گردد در چه وضعیتی قرار دارند. برای تجزیه و تحلیل پرسشنامه از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد از بین 19 شاخص مطلوبیت فضایی شاخص‌های: ایمنی و امنیت به‌همراه خوانایی، دسترسی و ارتباطات با CVR برابر 68/0 بیش‌ترین تأثیر را در ایجاد مطلوبیت فضایی در ایستگاه‌های زیرزمینی مترو را دارند. لذا نورپردازی مناسب و برنامه‌ریزی شده با در نظر گرفتن جنبه‌های روان‌شناختی و رفتاری کاربران، می‌تواند به‌طور مؤثری سطح ایمنی و امنیت را در ایستگاه‌های مترو افزایش داده و درنهایت به بهبود تجربه کلی مسافران کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل موثر بر مدیریت بحران‌های اقتصادی در خانواده‌ (با تأکید بر هویت مقاومت)</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210542.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر مدیریت بحران‌های اقتصادی و بررسی نقش &amp;amp;laquo;هویت مقاومت&amp;amp;raquo; در تبیین و ارتقای توانمندی خانوارهای ساکن مشهد در مواجهه با این بحران‌ها طراحی شد. مطالعه حاضر از نظر روش‌شناسی، پژوهشی کمی با طرح مقطعی-همبستگی است که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی از ۲۴۹ سرپرست خانوار ساکن مشهد انجام شده و داده‌های آن از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شده است. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل عاملی اکتشافی جهت شناسایی ابعاد زیربنایی هویت مقاومت و سپس از تحلیل رگرسیون چندگانه برای سنجش تأثیر این عوامل بر مدیریت بحران‌های اقتصادی استفاده شد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که ابعاد هویت مقاومت در مجموع 34/8 درصد از تغییرات مدیریت بحران اقتصادی را تبیین می‌کنند. مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;استقلال اقتصادی&amp;amp;raquo; (با تأکید بر خوداتکایی و حمایت از تولید داخلی) و &amp;amp;laquo;خلاقیت&amp;amp;raquo; (به‌عنوان توانایی ارائه راه‌حل‌های نوآورانه) قوی‌ترین تأثیرات مثبت و معنادار را داشتند. همچنین، &amp;amp;laquo;تاب‌آوری عاطفی&amp;amp;raquo; (توانایی حفظ تعادل روانی در مواجهه با شوک‌های مالی) به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های بعد عاطفی-روان‌شناختی، نقش حمایتی معناداری ایفا می‌کند. در مقابل، عواملی چون &amp;amp;laquo;عدم تمایل به کار گروهی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مادی‌گرایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رفتارهای سفته‌بازانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تصمیم‌گیری عجولانه&amp;amp;raquo; تأثیر منفی و معناداری بر مدیریت بحران دارند بنابراین سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و اجتماعی (به‌ویژه در چارچوب پدافند اقتصادی) باید علاوه بر مداخلات ساختاری، بر تقویت خوداتکایی، نوآوری، انسجام اجتماعی و تاب‌آوری روان‌شناختی خانوارها نیز تمرکز کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی عددی و اعتبارسنجی آزمایشگاهی کاهش تبخیرسطحی آب با بهره‌گیری از سیالات پوششی نوین</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210485.html</link>
      <description>باتوجه به کاهش منابع آبی، کنترل و کاهش تبخیر از سطوح آزاد آب در مخازن و سدها از اهمیت زیادی برخوردار است. یکی از روش‌های مؤثر برای این منظور، استفاده از سیالات پوششی ضد تبخیر است. در این پژوهش، اثر سیال ضد تبخیر هگزادکانول بر میزان تبخیر آب بررسی شده است. در بخش تجربی، کاهش تبخیر سطحی آب در یک دوره ۱۶ روزه با استفاده از تشت کلاس A مورد ارزیابی قرار گرفت. طی این دوره، پارامترهای مؤثر بر تبخیر نظیر سرعت جریان هوا، دما و رطوبت نسبی سه بار در روز اندازه‌گیری شدند. در بخش عددی، شبیه‌سازی با استفاده از روش حجم محدود و حل معادلات پیوستگی و مومنتوم با فرض جریان چندفازی انجام شد. مدل چندفازی به روش حجم سیال (VOF) پیاده‌سازی شده و چهار فاز شامل آب، هوا، بخار آب و سیال ضد تبخیر در نظر گرفته شد. شبیه‌سازی در دو حالت بدون و با حضور سیال ضد تبخیر بر سطح آب، با ارتفاع اولیه آب 2/4 سانتی‌متر، انجام شد. پس از تحلیل استقلال از شبکه و اعتبارسنجی مدل با داده‌های تجربی، نتایج ناپایای شبیه‌سازی در بازه زمانی ۲۴ دقیقه بررسی گردید. نتایج نشان داد که استفاده از سیال پوششی می‌تواند میزان تبخیر را تا حدود ٪۷۶ کاهش دهد. همچنین، اختلاف بین داده‌های شبیه‌سازی و نتایج تجربی حدود ٪۱۳ به‌دست آمد که قابل قبول ارزیابی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین شاخص‌های ارتقاء تاب‌آوری پهنه‌های مسکونی در برابر تهدیدات انسان‌ساخت (مورد پژوهی: محله اوین)</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210447.html</link>
      <description>در طول تاریخ حیات بشر، مسکن همواره به عنوان نیاز پایه&amp;amp;shy;ای مطرح بوده است. امروزه پهنه&amp;amp;shy;های مسکونی نقش تعیین&amp;amp;shy;کننده&amp;amp;shy;ای در شکل&amp;amp;shy;گیری شهرها داشته و دارد، در عین حال از لحاظ شاخص&amp;amp;shy;های مختلف تاب&amp;amp;shy;آوری دچار مشکلات عدیده&amp;amp;shy;ای می&amp;amp;shy;باشد. از این&amp;amp;shy;رو مخاطرات طبیعی و انسان‌ساخت به‌عنوان چالشی اساسی در جهت نیل به ایمنی و امنیت پایدار پهنه&amp;amp;shy;های مسکونی به شمار می&amp;amp;shy;روند. تحقیق حاضر به لحاظ نوع تحقیق، کاربردی و به لحاظ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، مطالعات اسنادی و پرسشنامه می&amp;amp;shy;باشد. در این تحقیق ابتداً تهدیدات انسان&amp;amp;shy;ساخت عمدی تحقیق شناسایی و با استفاده از روش MARCOS، ارزیابی و در مرحله دوم شاخص&amp;amp;shy;های ارتقاء &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;تاب&amp;amp;shy;آوری پهنه&amp;amp;shy;های مسکونی در برابر تهدیدات انسان&amp;amp;shy;ساخت شناسابی و با استفاده از روش IHWP ارزیابی و در مرحله سوم نتایج ارزیابی مرحله دوم بر روی نمونه موردی تحقیق یعنی محله اوین پیاده&amp;amp;shy;سازی گردید. نتایج تحقیق در مرحله اول نشان می&amp;amp;shy;دهد از بین حملات پهپادی و موشکی، حملات خمپاره&amp;amp;shy;ای، حملات تروریستی، آشوب و اغتشاش، آتش&amp;amp;shy;زنی، حملات شیمیایی و حملات زیستی، احتمال وقوع حملات پهپادی و موشکی بیشتر است. نتایج در مرحله دوم نشان می&amp;amp;shy;دهد به ترتیب معیارهای&amp;amp;nbsp; ساختمان و سازه، کاربری&amp;amp;shy;ها، ساختار فضایی شهر، معماری، تأسیسات و تجهیزات شهری پشتیبان پهنه&amp;amp;shy;های، درآکد، اشتغال، مسکونی، جمعیت و انسجام اجتماعی بیشترین تأثیر را در ارتقاء تاب&amp;amp;shy;آوری پهنه&amp;amp;shy;های مسکونی دارند. در مرحله سوم نیز نتایج نشان می&amp;amp;shy;دهد میزان تاب&amp;amp;shy;آوری &amp;amp;nbsp;پهنه&amp;amp;shy;های مسکونی محله اوین در برابر حملات پهپادی و موشکی، 73/5 درصد است که نشان از وضعیت بسیار نامناسب آن و چالش‌های متعدد در حوزه‌های کالبدی، اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی محله است. &amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش وضعیت بلوغ و تحلیل اهمیت نسبی شاخص های شهر هوشمند با تأکید بر الزامات پدافند غیرعامل - مطالعه موردی منطقه 1 تهران</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210193.html</link>
      <description>شهرهای هوشمند، با اتکا بر فناوری‌های نوین، حسگرها، پایگاه‌های داده و معماری نرم‌افزار، به دنبال بهبود کیفیت زندگی شهری هستند. با این حال، بهره‌گیری گسترده از فناوری و زیرساخت‌های اطلاعاتی، این شهرها را در برابر طیف وسیعی از تهدیدات آسیب‌پذیر ساخته است. یکی از راهکارهای کلیدی برای مقابله با این تهدیدات و کاهش آسیب‌پذیری‌ها، ادغام الزامات پدافند غیرعامل در ساختار هوشمندسازی شهرها است. در پژوهش حاضر، با هدف بررسی هم‌افزایی بین مفاهیم شهر هوشمند و پدافند غیرعامل، به مرور ادبیات مرتبط پرداخته شده و با تمرکز بر ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های کلیدی هر دو مفهوم، الزامات پدافند غیرعامل در مولفه حکمرانی شهر هوشمند تبیین شده است. در ادامه، منطقه یک شهر تهران به عنوان مطالعه موردی انتخاب شده و با استفاده از روش‌های ترکیبی، از جمله مطالعات کتابخانه‌ای، پرسش‌نامه و مشاهدات میدانی، وضعیت زیرساخت‌های هوشمندسازی در شش مؤلفه اصلی شهر هوشمند شامل: اقتصاد هوشمند، زندگی هوشمند، محیط‌زیست هوشمند، پویایی هوشمند، حکمرانی هوشمند و مردم هوشمند ارزیابی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان و خبرگان حوزه شهرسازی، فناوری اطلاعات و پدافند غیرعامل بوده و جمع‌آوری داده‌ها جهت الویت بندی حسگرها باتکیه‌بر پرسش‌نامه‌ها و تحلیل آن‌ها با استفاده از روش دلفی فازی در 2 راند صورت پذیرفته است. نتایج حاصل از ارزیابی نشان می‌دهد که منطقه موردمطالعه از نظر زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری موردنیاز برای هوشمندسازی، در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. همچنین، شاخص‌های پدافند غیرعامل از اهمیت بسیار بالایی در هوشمندسازی برخوردار هستند و شاخص های مرتبط با حکمرانی هوشمند بیشترین اولویت را دارا هستند. پس از آن به ترتیب شاخص های مربوط به زندگی هوشمند، مردم هوشمند، اقتصاد هوشمند، پویایی هوشمند و محیط‌زیست هوشمند قرار گرفته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های برنامه پاسخ نظام سلامت جمهوری اسلامی ایران به بحران و راهکارهای برون رفت (مطالعه موردی: مرکز بهداشت استان قم)</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210197.html</link>
      <description>استان قم، به دلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، همواره مستعد وقوع مخاطرات طبیعی و انسان‌ساخت بوده است. برای مدیریت بحران در نظام سلامت، وزارت بهداشت برنامه‌ای تحت عنوان «پاسخ نظام سلامت در بلایا» تدوین و به دانشگاه‌های علوم پزشکی استان‌ها ابلاغ کرده است. این برنامه در مرکز بهداشت استان قم به مدت ۱۰ سال اجرا شده، اما به نظر می‌رسد کیفیت لازم برای مدیریت بحران را نداشته است. هدف این پژوهش، شناسایی چالش‌های اجرای این برنامه در مرکز بهداشت استان قم و ارائه راهکارهایی برای برون‌رفت از این شرایط است. این پژوهش از روش کیفی توصیفی-تحلیلی استفاده و با استناد به ادبیات پژوهش، اطلاعات سازمانی، و مصاحبه‌های تخصصی، چالش‌های برنامه را بر اساس ۱۲ معیار مدل بورک-لیتوین استخراج کرده است. 45 چالش مهم بر مبنای مقوله‌بندی، با 4 مقوله اصلی و 12 مقوله فرعی استخراج شده است. نتایج حاصل از رفع این چالش‌ها شامل: اجرا‌، ارتقاء‌، اثربخشی‌، کارایی و ‌بهره‌وری برنامه‌، پاسخ به بحران، ثبت اطلاعات صحیح، عملکرد کارکنان، رفتار جامعه، مدیریت بحران، مشارکت عمومی و نظارت بر برنامه تعیین شده است. راهبردها و راهکارها در جهت برون رفت از چالش‌ها؛ دستاوردهای بهبود مؤثر نظام مراقبت‌های بهداشتی، ارتقاء اجزای نظام مراقبت‌های بهداشتی نسبت به بلایا و کاهش مخاطرات و عوارض بلایا در سطح جامعه عنوان شده و در نهایت نتیجه انجام این مراحل به منظور جمع بندی الگو سازی شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الزامات چند منظوره سازی فضاهای زیر زمینی</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210203.html</link>
      <description>تغییر رویکردهای نوین جنگی و تمرکز بر کانون‌های جمعیتی و مراکز حیاتی شهری، آسیب‌پذیری شهرها را در برابر تهاجمات نظامی به شکل چشمگیری افزایش داده است. تجارب جنگ‌های معاصر، به‌ویژه هشت سال دفاع مقدس، حاکی از افزایش تلفات غیرنظامی و تخریب زیرساخت‌های شهری در اثر پیشرفت تسلیحات نظامی است. همزمان با این تهدیدات، رشد فزاینده جمعیت و محدودیت منابع فضایی، ضرورت بهره‌برداری بهینه و چندمنظوره از فضاهای زیرزمینی را آشکار ساخته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین و دسته‌بندی الزامات طراحی فضاهای زیرزمینی چندمنظوره در مجتمع‌های مسکونی صورت گرفته است. این تحقیق با اتخاذ روش ترکیبی(Mixed-Methods) شامل مطالعات اسنادی، تحلیل محتوای منابع و تحلیل پیمایشی داده‌های کمی و کیفی از جامعه آماری متخصصان پدافند غیرعامل و طراحی شهری، به الزامات کلیدی دست یافته است. نتایج نشان می‌دهد که این الزامات در پنج محور اصلی: فضایی-عملکردی، زیرساختی-تأسیساتی، خدماتی-پشتیبانی، حسی-روانی و ایمنی-دسترسی قابل دسته‌بندی هستند. مؤلفه‌هایی نظیر طراحی مدولار با قطعات پیش‌ساخته، تأمین خودکفای تهویه مطبوع، طراحی مسیرهای دسترسی ایمن و چندگانه، نورپردازی استاندارد و انسان‌محور و تجهیز به امکانات اضطراری از مهم‌ترین نکات مطرح شده‌اند. همچنین، نوآوری این تحقیق در اثبات اهمیت آماری و تأکید بر ایجاد حس امنیت و آرامش روانی در شرایط بحران به عنوان یک الزام حیاتی و غالباً نادیده‌گرفته‌شده، برجسته گردید. یافته‌های این مقاله می‌تواند راهنمای ارزشمندی برای سیاست‌گذاران، طراحان شهری و مهندسان در جهت ارتقاء تاب‌آوری شهری و کارایی فضاهای زیرزمینی در پروژه‌های مسکن ملی و سایر طرح‌های توسعه شهری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مؤلفه های طراحی مجتمع مسکونی امن با رویکرد پدافند غیرعامل(مطالعه موردی: شهر تبریز)</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210483.html</link>
      <description>امنیت در مجتمع‌های مسکونی یکی از محورهای کلیدی ارتقای کیفیت زندگی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر تهدیدات طبیعی و انسانی است. رویکرد پدافند غیرعامل به‌عنوان راهکاری غیرمسلحانه می‌تواند نقش مهمی در تقویت ایمنی کالبدی و ادراکی_فضایی مسکن ایفا کند. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و ارزیابی مؤلفه‌ها و زیرمؤلفه‌های طراحی مجتمع مسکونی امن با رویکرد پدافند غیرعامل در شهر تبریز، باتوجه‌به ویژگی‌های اقلیمی و کالبدی خاص آن، انجام شد. شهر تبریز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه در شمال غرب کشور، سابقه‌ی وقوع زمین‌لرزه‌های متعدد، تراکم بالای بافت‌های فرسوده، تمرکز بالای جمعیتی و موقعیت صنعتی آن، از جمله شهرهایی است که تحلیل پدافند غیرعامل در آن اهمیت دوچندان دارد. این مطالعه از نوع کاربردی_توصیفی بوده و در دو مرحله صورت گرفت؛ ابتدا مبانی نظری با روش کتابخانه‌ای گردآوری و بر اساس آن مدلی مفهومی شامل ۱۰ مؤلفه اصلی و ۴۱ زیرمؤلفه تدوین شد. سپس برای ارزیابی مدل، پرسش‌نامه‌ای محقق ساخته بر اساس مقیاس پنج‌گزینه‌ای لیکرت طراحی و در اختیار ۶۰ نفر از متخصصان حوزه مسکن، شامل معماران و مهندسان عمران، قرار گرفت. پایایی پرسش‌نامه با ضریب آلفای کرونباخ 92/0 تأیید شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS تحلیل گردید و میانگین‌ها، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس یک‌طرفه برای مقایسه گروه‌ها بر اساس جنسیت، سابقه کاری و سطح تحصیلات مورداستفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد مؤلفه &amp;amp;laquo;تسهیلات حرکتی و تخلیه اضطراری&amp;amp;raquo; با میانگین 525/4 بالاترین اهمیت را از نظر متخصصان داشته و مؤلفه &amp;amp;laquo;حس تعلق به فضا&amp;amp;raquo; با میانگین 42/3 کمترین میزان‌پذیرش را کسب کرده است. در سطح زیرمؤلفه‌ها، ۳۳ شاخص تأیید و ۸ شاخص رد شدند. همچنین اختلاف‌نظرهایی محدود میان گروه‌های مختلف بر اساس جنسیت و سابقه کاری مشاهده شد که عمدتاً به مؤلفه‌های ادراکی و ذهنی مربوط بود. یافته‌ها نشان می‌دهد طراحی مجتمع‌های مسکونی امن نیازمند توجه توأمان به ابعاد کالبدی و ادراکی امنیت است و اختلاف‌نظر میان متخصصان تأکید می‌کند که سیاست‌گذاری و طراحی در این حوزه باید مبتنی بر رویکردی جامع و چندبعدی باشد تا طیف متنوعی از دیدگاه‌ها و نیازهای کاربران پوشش داده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ملاحظات شاخص‌ها و اصول پدافند غیرعامل در زیرساخت‌های آب شهری ایلام</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210484.html</link>
      <description>تمرکز و تراکم جمعیت، سرمایه، مراکز و تأسیسات مختلف در شهرها ضمن این‌که در بر دارنده آثار و پیامدهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی است؛ از نظر دفاعی- امنیتی آن‌ها را به اهدافی استراتژیک در جنگ و حملات نظامی تروریستی تبدیل نموده است. تجربه جنگ‌های گذشته این مورد را تأیید می‌نماید که مراکز و تأسیسات حیاتی در شهرها به‌ویژه زیرساخت حیاتی آب جزو اهداف اولیه‌ای هستند که مورد تهاجم قرار می‌گیرند؛ با این وجود پدافند غیرعامل در بردارنده مجموعه اصول و ملاحظات دفاعی &amp;amp;ndash; امنیتی است که رعایت آن‌ها می‌تواند به پایداری و بقای سیستم کمک شایانی نماید. در شهر ایلام، با توجه به موقعیت مرزی، شرایط توپوگرافی خاص و خطرپذیری ناشی از حوادث طبیعی و تهدیدات انسانی، لزوم توجه به پدافند غیرعامل برای کاهش آسیب‌پذیری این زیرساخت‌ها بیش از پیش احساس می‌شود روش مطالعه در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و با هدف ارزیابی ملاحظات شاخص‌ها و اصول پدافند غیرعامل در زیرساخت‌های آب شهری می‌باشد. روش گردآوری داده‌ها بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی پرسش‌نامه و مصاحبه با کارشناسان حوزه پدافند غیرعامل و مدیریت شهری بوده است. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل DEMATEL فازی مورد بررسی و ارزیابى قرار گرفت و عوامل مهم در آن شناسایى و طبقه‌بندی گردید. نتایج پژوهش انتظار میرود نشان دهد که بخش قابل‌توجهی از زیرساختهای حیاتی ایلام دارای ضعف در مکانیابی، پراکندگی و نبود طرحهای مقاومسازی مبتنی بر اصول غیرعامل هستند. در پایان یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که عامل مکان‌یابی (B1) و تمرکززدایی و کوچک‌سازی (B10) دارای اهمیت خیلی زیاد، عامل فریب (B8) در بحث تأسیسات آب‌رسانی شهرى از منظر پدافند غیرعامل داراى اهمیت خیلى کم می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی مفهومی مدیریت ریسک حریق و حوادث شهری با رویکرد پدافند غیرعامل (مطالعه موردی: کلانشهر مشهد)</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210590.html</link>
      <description>با گسترش سریع شهرنشینی، رشد جمعیت و افزایش مخاطرات طبیعی و انسان‌ساخت در محیط‌های شهری، رویکرد پدافند غیرعامل به عنوان راهبرد اساسی در کاهش آسیب‌پذیری و ارتقای تاب‌آوری شهرها مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف طراحی مدل مفهومی مدیریت ریسک حریق و حوادث شهری با محوریت پدافند غیرعامل و با تأکید بر کلانشهر مشهد (به عنوان پایتخت معنوی جهان اسلام) انجام شده است. ماهیت این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد اکتشافی و بکارگیری روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌های مورد نیاز از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته با 20 نفر از خبرگان (با دارا بودن ویژگی‌ها و ضوابط خاص) شامل اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان باتجربه مدیریت شهری و سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر مشهد و همچنین بررسی مقالات، اسناد و گزارش‌های مرتبط با حریق و حوادث شهر مشهد طی سالهای 1397 تا 1403 جمع‌آوری شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و بکارگیری نرم افزار مکس‌کیودا انجام پذیرفت. روایی مدل مستخرج توسط معیارهای CVR و CVI مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌های این پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر وقوع و گسترش حریق و حوادث شهری شامل 9 مقوله اصلی (بُعد) و 58 مقوله فرعی (مؤلفه) می‌باشد. ابعاد اصلی مدل شامل عوامل اقتصادی و اجتماعی (با 4 مؤلفه)، ویژگی‌ها و خصوصیات جمعیتی (با 4 مؤلفه)، عوامل انسانی و فرهنگی (با 7 مؤلفه)، زیرساخت‌های کالبدی، شهرسازی و فنی (با 11مؤلفه)، عوامل گردشگری و زیارتی (با 4 مؤلفه)، عوامل حاکمیتی و مدیریتی (با 8 مؤلفه)، عوامل مرتبط با ساخت و سازها (با 8 مؤلفه)، ویژگی‌های زمانی، اقلیمی و محیطی (با 3 مؤلفه) و عوامل ساختاری سازمان آتش‌نشانی و دستگاه‌های امدادی (با 9 مؤلفه) می‌باشند. درنهایت ابعاد و مؤلفه‌های مدل به‌دست آمده در قالب چهار حوزه اصلی پدافند غیرعامل (کالبدی و فنی، فرهنگی، مردم‌محور (مشارکتی) و اقتصادی) دسته‌بندی و تبیین گردیدند. مدل پیشنهادی با تأکید بر بهبود زیرساخت‌های ایمنی، توسعه راهبردهای پیشگیرانه، آموزشی و مشارکت عمومی، نشان می‌دهد که ایمنی شهری محصول تعاملی پویا بین سخت‌افزار شهر، نرم‌افزار فرهنگی، سرمایه اجتماعی و توان مالی و اقتصادی مدیریت شهری می‌باشد.یافته‌های این پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر وقوع و گسترش حریق و حوادث شهری شامل 9 مقوله اصلی (بُعد) و 58 مقوله فرعی &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;(مؤلفه) می‌باشد. ابعاد اصلی مدل شامل عوامل اقتصادی و اجتماعی (با 4 مؤلفه)، ویژگی‌ها و خصوصیات جمعیتی (با 4 مؤلفه)، عوامل &amp;amp;rlm;انسانی و فرهنگی (با 7 مؤلفه)، زیرساخت‌های کالبدی، شهرسازی و فنی (با 11مؤلفه)، عوامل گردشگری و زیارتی (با 4 مؤلفه)، عوامل &amp;amp;rlm;حاکمیتی و مدیریتی (با 8 مؤلفه)، عوامل مرتبط با ساخت و سازها (با 8 مؤلفه)، ویژگی‌های زمانی، اقلیمی و محیطی (با 3 مؤلفه) و &amp;amp;rlm;عوامل ساختاری سازمان آتش‌نشانی و دستگاه‌های امدادی (با 9 مؤلفه) می‌باشند. درنهایت ابعاد و مؤلفه‌های مدل به‌دست آمده در قالب &amp;amp;rlm;چهار حوزه اصلی پدافند غیرعامل (کالبدی و فنی، فرهنگی، مردم‌محور (مشارکتی) و اقتصادی) دسته‌بندی و تبیین گردیدند. مدل &amp;amp;rlm;پیشنهادی با تأکید بر بهبود زیرساخت‌های ایمنی، توسعه راهبردهای پیشگیرانه، آموزشی و مشارکت عمومی، نشان می‌دهد که ایمنی &amp;amp;rlm;شهری محصول تعاملی پویا بین سخت‌افزار شهر، نرم‌افزار فرهنگی، سرمایه اجتماعی و توان مالی و اقتصادی مدیریت شهری می‌باشد.&amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی مکانیابی زیرساخت های حیاتی با استفاده از الگوریتم فراابتکاری TTH با رویکرد اصل هزینه-فایده</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210487.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر یکی از چالش&amp;amp;shy;های اساسی کشور در حوزه&amp;amp;shy;های دفاعی و امنیتی، نگاه سنتی به موضوع پدافند غیرعامل بوده است. بطوریکه برنامه&amp;amp;shy;ریزی برای مکانیابی زیرساخت&amp;amp;shy;ها در سطح کشور، شهر&amp;amp;shy;ها یا حتی کارگاه&amp;amp;shy;های ساخت، بدون توجه به ابزار&amp;amp;shy;های فناورانه همچون هوش مصنوعی و الگوریتم&amp;amp;shy;های فراابتکاری و صرفاً بر اساس تجربه خبرگان در حوزه&amp;amp;shy; مهندسی پدافند غیرعامل صورت گرفته است. با توجه به طبقه‌بندی مسائل مکانیابی به عنوان یک مسئله &amp;amp;nbsp;NP-complete، روش‌های سنتی و دقیق ریاضی به خصوص برای مسائل با مقیاس متوسط ​​و بزرگ نمی‌توانند راه‌حل بهینه را در زمان منطقی و با رعایت تمام اصول پدافند غیرعامل پیدا کنند. در نتیجه، محققان و پژوهشگران به دنبال روش‌های علمی جایگزین برای حل این مسائل بودند که بتواند بهترین پاسخ را در زمان مناسب ارائه دهد. بهترین راه حل برای این چالش، استفاده از الگوریتم‌های فراابتکاری است. روش&amp;amp;shy;های فراابتکاری جدید پتانسیل ارائه راه‌حل‌های بهینه در یک بازه زمانی محدودتر با رعایت همه اصول مکانیابی را دارد. دو نمونه موردی برای این مطالعه انتخاب شده‌ است تا سودمندی و کارایی الگوریتم فراابتکاری TTH در بهینه‌سازی مکانیابی و جانمایی سایت‌های ساخت نشان داده شود. در نمونه موردی اول، بهترین، میانگین و بدترین راه‌حل‌ها به ترتیب 538/12، 541/12 و 548/12 و در نمونه موردی دوم، بهترین راه‌حل‌ها 758/92، 386/96 و 014/100 به دست آمدند که نسبت به نتایج الگوریتم‌های ECBO&amp;amp;nbsp; (Enhanced colliding bodies optimization)،CBO &amp;amp;nbsp;(Colliding bodies optimization) و PSO (Particle swarm optimization) بهینه‌تر هستند. مطالعات عددی نشان می‌دهد که الگوریتم TTH می‌تواند به نتایج امیدوارکننده‌ای دست یابد و در پرداختن به مسائل بهینه‌سازی پیچیده مزایایی دارد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تجربی حساسیت به ضربه و اصطکاک پیشرانه‌ AP/Al/HTPB (حاوی ۱۹٪ آلومینیوم) با رویکرد مصون‌سازی و پدافند کالبدی زیرساخت‌های تولید</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210486.html</link>
      <description>این پژوهش در ادامه پژوهش پیشین که در آن به بررسی خواص فیزیکی، مکانیکی و نرخ سوزش پیشرانه‌ جامد مرکب بر پایه سه جزء اصلی AP/Al/HTPB حاوی 19% وزنی آلومینیوم پرداخته بود، بر ارزیابی تجربی خواص حساسیتی (حساسیت به ضربه و اصطکاک) این فرمولاسیون متمرکز شده است. هدف اصلی این تحقیق، تعیین کمی حساسیت به ضربه و اصطکاک (No-Go Limit) مطابق با استانداردهای دفاعی صنعتی جهت تضمین ایمنی عملیاتی است. این مطالعه به‌صورت اختصاصی اثر اجزاء فرمولاسیون (شامل نسبت R، عامل پخت و توزیع اندازه ذرات AP) را بر خواص حساسیتی پیشرانه‌های با محتوای آلومینیوم بالا (19%) بررسی کرده است. نتایج آزمون حساسیت به ضربه نشان داد که این خاصیت به‌طور غالب تحت تأثیر خواص مکانیکی حجمی شبکه پلیمری قرار دارد؛ به‌طوری‌که کاهش نسبت R، با بهبود شکل‌پذیری (Ductility)، منجر به کاهش چشمگیر حساسیت به ضربه تا حدود یک‌سوم شد (33 % کاهش)، درحالی‌که تغییر عامل پخت از DDI به IPDI حساسیت را افزایش داد. در مقابل، حساسیت به اصطکاک رفتاری متفاوت نشان داد و عمدتاً توسط خواص سطحی و شیمیایی ذرات فاز جامد کنترل شد؛ به‌گونه‌ای که کاهش اندازه ذرات AP باعث افزایش حساسیت به اصطکاک گردید. این نتایج به‌طور قاطع عدم همبستگی مستقیم بین حساسیت به ضربه و اصطکاک را تأیید می‌کند. از منظر پدافند کالبدی، حدود No-Go Limit استخراج شده (در بازه‌های نیروی 85-95 N و 72-83 N) زیربنای تدوین پروتکل‌های مدیریت ریسک جهت مصون‌سازی مراکز تولید، انبارداری و پیشگیری از انفجارهای ثانویه در شریان‌های حیاتی حمل‌ونقل این پیشرانه‌ها است. ارائه این داده‌های کمی، امکان طراحی استانداردهای ایمنی دقیق‌تر را برای کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حساس در برابر تهدیدات مکانیکی فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی آسیب پذیری های کالبدی و محیطی بیمارستان‌ها در برابر حمله هوایی و ارائه راهکارها (مطالعه موردی: بیمارستان حضرت ولیعصر(عج) شهر بیرجند)</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210496.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و ارزیابی آسیب‌پذیری‌های کالبدی و محیطی (معماری ساختمان، محوطه و محیط پیرامون) بیمارستان حضرت ولیعصر (عج) بیرجند در برابر تهدید حمله هوایی متعارف و ارائه راهکارهای معمارانه مبتنی بر اصول پدافند غیرعامل برای کاهش این آسیب‌پذیری‌ها و ارتقاء تاب‌آوری این مرکز درمانی است. این پژوهش کاربردی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و راهبرد ترکیبی (کیفی-کمی) انجام شد. ابتدا معیارهای ارزیابی آسیب‌پذیری از ادبیات موضوع استخراج گردید؛ سپس با استفاده از روش تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) و نظرات ۱۴ نفر از خبرگان، وزن نسبی معیارها در سه حوزه محیط پیرامون، محوطه و ساختمان تعیین شد. در مرحله بعد، وضعیت موجود بیمارستان از طریق مشاهدات میدانی بررسی و میزان آسیب‌پذیری هر زیرمعیار با مقیاس لیکرت پنج‌سطحی امتیازدهی گردید. در نهایت، با تلفیق وزن‌های AHP و امتیازات میدانی، میزان آسیب‌پذیری‌های نسبی و کلی محاسبه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که آسیب‌پذیری کلی بیمارستان حضرت ولیعصر (عج) در برابر حمله هوایی در سطح «متوسط» (با امتیاز 190/4) قرار دارد. بیشترین آسیب‌پذیری مربوط به «ساختمان اصلی» (امتیاز 124/5 - سطح متوسط) است که عمدتاً ناشی از مصالح نامقاوم نما، فرم غیرآیرودینامیک، پنجره‌های آسیب‌پذیر و جانمایی نامناسب بخش‌های حیاتی می‌باشد. «محوطه بیمارستان» (امتیاز 211/4 - سطح متوسط) نیز به دلیل تمرکز فعالیت‌ها در یک ساختمان، کمبود فضای باز چندمنظوره و پارکینگ‌ها و همچنین مشکلات ورودی‌های محوطه، آسیب‌پذیر ارزیابی شد. «محیط پیرامونی» (امتیاز 233/3 - سطح کم) بهترین وضعیت را در مقایسه با دو موقعیت قبلی داشت و شرایط آن بر اساس پدافند غیرعامل مناسب بود؛ هرچند چالش‌هایی مانند فاصله پرترافیک از نزدیکترین ایستگاه آتش‌نشانی و ترافیک در مجاورت شریان‌های اصلی از نقاط ضعف آن بود. لذا می‌توان نتیجه گرفت ساختمان اصلی بیمارستان نیازمند اقدامات فوری‌تری است. راهکارهای معمارانه پیشنهادی شامل مقاوم‌سازی نما و پنجره‌ها، بهسازی فرم ساختمان، جابجایی بخش‌های حیاتی به مناطق امن‌تر، ایمن‌سازی ورودی‌ها و راهروهای طولانی، افزایش فضای سبز دومنظوره، افزایش فضای پارکینگ‌ها، افزایش مسیرهای دسترسی و تقویت حصار پیرامونی در محوطه است. اجرای این راهکارها می‌تواند تاب‌آوری بیمارستان را در برابر تهدیدات هوایی به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده و به تداوم ارائه خدمات حیاتی در شرایط بحرانی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استراتژی های بهره برداری تاب آور-محور شبکه های توزیع انرژی الکتریکی در شرایط بحرانی</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210556.html</link>
      <description>ساختار و کیفیت ذاتی سیستم‌های قدرت معاصر به دلیل افزایش تصاعدی نفوذ منابع تجدیدپذیر در سیستم‌های قدرت، تغییرات قابل‌توجهی را تجربه کرده است. سیستم‌های قدرت امروزی به دلیل استفاده از منابع تولید پراکنده بر اساس الکترونیک قدرت و مشکلات در تضمین عملکرد ایمن آنها با موانع فنی جدیدی روبرو هستند. علاوه بر افزایش غیرقابل‌پیش‌بینی و تغییرپذیری، افزایش نسبت منابع تجدیدپذیر در تولید برق باعث کاهش اینرسی چرخشی سیستم‌های قدرت نیز شده است. امروزه حوادث آب‌وهوایی باعث تحمیل هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی سرسام-آوری به جوامع بشری شده است. باوجود احتمال پایین وقوع این نوع رخدادها، شدت و تأثیر قابل‌توجه آن‌ها بر روی عملکرد ایمن سیستم‌های قدرت باعث شده تا توجهات زیادی بر روی افزایش تاب‌آوری شبکه معطوف گردد. سیستم‌های ذخیره‌ساز قابل‌حمل می‌توانند در برابر حوادثی مانند قطعی برق، نوسانات بار، خرابی تجهیزات و سایر حوادث پیش‌بینی‌نشده در شبکه قدرت، تاب‌آوری و امنیت شبکه را افزایش دهند. این سیستم‌ها باقابلیت حمل‌ونقل، به‌سرعت می‌توانند در محل مورد نیاز نصب شده و به تأمین برق در زمان‌های بحرانی کمک کنند. این مقاله اقدامات مختلفی را برای افزایش تاب‌آوری سیستم قدرت مورد بحث قرار می‌دهد و چالش‌های بالقوه را برای تحقیقات آینده بیان می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی عددی اندرکنش تونل و گسل در شرایط زمین‌ساختی مختلف با رویکرد تحلیل حساسیت پارامتری با رویکرد پایداری در شرایط گسل‌های فعال</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210877.html</link>
      <description>در مناطق لرزه‌خیز و دارای گسل‌های فعال، طراحی و اجرای ایمن تونل‌ها همواره با چالش‌های فنی و ژئوتکنیکی قابل‌توجهی همراه است. تونل‌های سگمنتی به‌عنوان یکی از روش‌های متداول در پروژه‌های زیرزمینی، به‌شدت تحت تأثیر حرکات گسلی قرار دارند. شناسایی نحوه تأثیرگذاری انواع گسل‌های زمین‌ساختی از جمله گسل‌های معکوس، نرمال و جانبی بر پایداری این سازه‌ها، به‌ویژه در شرایط متغیر ژئوتکنیکی و هندسی، نقشی کلیدی در ارتقای ایمنی و دوام آن‌ها ایفا می‌کند. در این پژوهش، رفتار تونل‌های سگمنتی در مواجهه با گسل‌های فعال با استفاده از مدل‌سازی عددی در نرم‌افزار FLAC3D مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل حساسیت پارامتری نسبت به ضخامت سگمنت، ویژگی‌های مکانیکی خاک، عمق تونل و زاویه گسل در قالب چهار نوع خطای عددی شامل گسسته‌سازی، همگرایی، گرد کردن و مدل‌سازی ارزیابی شد. نتایج نشان داد که مش‌بندی با اندازه ۱۰ سانتی‌متر، خطای گسسته‌سازی را به ۴.۰۹٪ کاهش می‌دهد و استفاده از معیار نیروی نامتعادل کمتر از  5−10همگرایی مدل را تضمین می‌کند. در گسل‌های معکوس، افزایش ضخامت سگمنت و خاک‌های نرم موجب کاهش جابجایی می‌شود؛ در حالی که در گسل‌های نرمال، عمق و زاویه گسل بیشترین تأثیر را بر جدایی رینگ‌ها دارند. در گسل‌های جانبی نیز خاک شل و زاویه گسل عمود، موجب کاهش تغییر شکل‌ها می‌گردند. نتایج این مطالعه می‌تواند راهنمایی ارزشمند برای بهینه‌سازی طراحی تونل‌ها در مناطق فعال لرزه‌ای فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود عملکرد فیلتر تطبیقی LMS در حذف نویزهای نظامی با استفاده از بهینه‌سازی ترکیب پنج ویژگی سیگنال به کمک الگوریتم ژنتیک</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210878.html</link>
      <description>پردازش سیگنال‌های صوتی در محیط‌های نظامی به دلیل وجود نویزهای پیچیده‌ای مانند انفجار، شلیک سلاح و پارازیت‌های الکترومغناطیسی، همواره با چالش‌های متعددی روبرو بوده است. در این پژوهش، یک روش پیشرفته برای حذف نویزهای محیطی از سیگنال‌های صوتی نظامی ارائه شده که از یک فیلتر تطبیقی LMS با نرخ یادگیری پویا بهره می‌برد. نوآوری اصلی این تحقیق، به‌کارگیری همزمان پنج ویژگی سیگنال ورودی شامل انرژی، واریانس، کوواریانس، آنتروپی و نرخ گذر از صفر برای تنظیم خودکار نرخ یادگیری است. ترکیب بهینه این ویژگی‌ها با استفاده از الگوریتم ژنتیک و با جمعیت ۵۰ کروموزوم در ۱۰ نسل انجام شده که ضرایب بهینه[0/8486, 0/1872, 0/5016, 0/9195, 0/3582] را نتیجه داده است. نتایج آزمایش‌ها نشان می‌دهد روش پیشنهادی به بهبود 12/43 دسی‌بلی در نسبت سیگنال به نویز (از 0/18- به 12/25 دسی‌بل) و کاهش خطای میانگین مربعات به 0/0016 دست یافته است. همچنین این روش بهبود 1/95 دسی‌بلی در SNR نسبت به فیلترهای ثابت و کاهش 1/56 برابری واریانس خطا را نشان می‌دهد. این الگوریتم با حفظ تعادل بین دقت و پیچیدگی، برای کاربردهای حیاتی نظامی مناسب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تشخیص و دسته‌بندی هوشمند اخلال‌گرها در سیگنال‌های ماهواره‌ای DVB-S2</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210879.html</link>
      <description>با توجه به رشد روزافزون مخابرات ماهواره‌ای در حوزه‌های مختلف به‌ویژه کاربردهای نظامی و اهمیت بالای امنیت ارتباطات، استفاده از روش‌های مبتنی بر هوش مصنوعی برای جلوگیری از شنود سیگنال‌های مخابراتی و مقابله با تداخل اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. این مقاله یک روش مبتنی بر شبکه عصبی پرسپترون چندلایه (MLP) را برای تشخیص و شناسایی تداخل در استاندارد مخابرات ماهواره‌ای DVB-S2 پیشنهاد می‌دهد. مجموعه داده‌های استفاده شده در این تحقیق شامل: سیگنال‌های مدوله‌شده (QPSK و APSK با مراتب 8، 16 و 32) و انواع تداخل‌های رادیویی نظیر تداخل چرپ (CI)، تداخل موج پیوسته (CWI) و تداخل موج پیوسته چندگانه (MCWI) می‌باشند. در روش پیشنهادی، ابتدا تعداد زیادی ویژگی‌های آماری و طیفی سیگنال‌ها استخراج می‌شوند. سپس، ده ویژگی برتر با استفاده از معیارهای فاصله ماهالانوبیس، فاصله اقلیدوسی، کای-دو و نسبت واریانس به میانگین (VdM) برای بهینه‌سازی عملکرد مدل انتخاب می‌گردند. نتایج عددی نشان‌دهنده بهبود دقت معیار VdM در شناسایی تداخل‌ها، به‌ویژه در شرایطی با نسبت توان سیگنال به نویز (SNR) پایین می‌باشد. این روش در نسبت SNR=0 dB، بهبود دقتی تا 6 درصد نسبت به روش‌های پیشین فراهم می‌کند و در SNR=9 dB، دقت روش پیشنهادی به 74/99% می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه چارچوب ترکیبی تشخیص بدافزارهای اندرویدی با استفاده از الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات بهبودیافته و ماشین بردار پشتیبان با هسته فازی</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210880.html</link>
      <description>این مقاله یک چارچوب ترکیبی نوآورانه برای تشخیص بدافزار اندروید ارائه می‌دهد که یک الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات بهبودیافته (IPSO) را با یک ماشین بردار پشتیبان فازی با هسته (FKSVM) تلفیق می‌کند. هدف اصلی، غلبه بر چالش‌های روش‌های سنتی، از جمله ابعاد بالای ویژگی‌ها، همگرایی زودرس و ناتوانی در مدل‌سازی عدم قطعیت ذاتی در داده‌های بدافزاری است. الگوریتم IPSO با بهره‌گیری از یک وزن پویا و یک عملگر جهش تصادفی، از همگرایی زودرس جلوگیری کرده و یک زیرمجموعه ویژگی بهینه را انتخاب می‌کند. در ادامه، مدل FKSVM با استفاده از یک هسته فازی جدید، عدم قطعیت داده‌ها را به طور مؤثر مدیریت می‌نماید. ارزیابی چارچوب پیشنهادی بر روی مجموعه‌داده CIC-AndMal2020 نشان می‌دهد که این روش در طبقه‌بندی دودویی به دقت ۹۹.۹۸ درصد و نرخ هشدار نادرست بسیار پایین ۰.۰۱ درصد دست می‌یابد. این نتایج، عملکرد برتر چارچوب ارائه‌شده را در مقایسه با روش‌های موجود از نظر دقت، سرعت و مقاومت در برابر حملات متخاصم به وضوح نشان می‌دهد و اثربخشی آن را تأیید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای موثر در تدوین اصول حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی در برابر تهدیدات پهپادی به روش تحلیل مضمون</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210881.html</link>
      <description>امروزه تهدیدات پهپادی به یکی از اصلی‌ترین و اثرگذارترین ارکان تهدیدات در جنگ‌ها تبدیل شده‌است. امکان استفاده از پهپادها در شرایط جنگی و غیرجنگی علیه کشورها از یک‌سو و سوابق بروز تهدیدات پهپادی علیه برخی زیرساخت‌های کشور طی سالیان اخیر از سویی دیگر، لزوم توجه اساسی به مسئله تهدیدات پهپادی را بیش از پیش نمایان کرده‌است. پژوهش حاضر که منبعث از رساله دکتری با عنوان «طرح راهبردی حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی در برابر تهدیدات پهپادی (1403)» بوده‌است، با هدف احصاء و تدوین اصول حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی در برابر تهدیدات پهپادی به انجام رسیده‌است. در واقع می‌توان گفت در صورت بکارگیری و پیاده‌سازی اصول تدوین شده در زیرساخت‌های حیاتی موجود و آتی، حد قابل توجهی از آسیب‌پذیری‌های زیرساخت‌ها در برابر طیف گسترده‌ای از تهدیدات پهپادی اعم از شناسایی و جاسوسی گرفته تا رهاسازی مهمات و برخورد انهدامی کاهش خواهد یافت. این پژوهش از منظر هدف در زمره پژوهش‌های کاربردی قرار دارد و با بهره‌گیری از روش کیفی تحلیل مضمون به انجام رسیده‌است. از آنجا که با بهره‌گیری از داده‌های متنی خرد، اصول کلان احصاء می‌گردد، فرایند تحقیق، استقرایی می‌باشد. داده‌های تحقیق از دو روش مطالعات اسنادی و کتابخانه‌‌ای و همچنین مصاحبه با خبرگان تحقیق گردآوری شد.
نتیجه این تحقیق منجر به دستیابی به 12 اصل اساسی گردید که عبارت بودند از: اصل دفاع ترکیبی هوشمندانه، اصل دفاع لایه‌به-لایه، اصل خوداتکایی، اصل مهار پیامدها، اصل خودمحافظتی زیرساخت، اصل اولویت‌بندی، اصل مقاوم‌سازی، اصل نوآوری و به‌روزرسانی، اصل پراکندگی و تفرقه، اصل استتار و اختفاء مدرن، اصل مصونیت زنجیره خدمت، اصل کاهش جذابیت. در پایان نیز تعریفی عملیاتی از هریک از اصول احصاء شده جهت یکسان‌سازی برداشت‌ها از اصول مکتسبه ارائه گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه‌ریزی بهینه در ریزشبکه‌های چندگانه برپایه افزایش تاب‌آوری توان تولیدی در حضور نیروگاه‌های تجدیدپذیر و دیزل ژنراتور با استفاده از الگوریتم بهینه‌سازی ترکیبی HGAPSO</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210882.html</link>
      <description>در چند دهه اخیر افزایش قطعی‌های گسترده ناشی از حوادث غیرمترقبه از جمله سیل و طوفان باعث دو چندان شدن اهمیت مطالعات تاب‌آوری در شبکه‌های توزیع برق گردیده است. از این رو با شناسایی به موقع محل بروز حادثه و جداسازی آن و نیز طراحی MG‌های که قادر به تأمین حداکثر بار خود با برنامه‌ریزی منابع انرژی در دسترس در شرایط حادثه باشند می‌توان هزینه‌های مربوط به قطعی را به طور چشمگیری کاهش داد و تاب‌آوری شبکه را بهبود بخشید. در این مقاله یک مسئله بهینه‌سازی با سه تابع هدف معرفی می‌گردد، ترم اول آن هدف کاهش میزان هزینه روشن/خاموش‌شدن DGsی موجود در هر MG و نیز کاهش هزینه‌های مربوط به شارژ/دشارژ باتری در MGها است. در ترم دوم به‌منظور افزایش خودکفایی MGها تابعی هدفی معرفی شده است تا MGها تا آنجا که بازار خریدوفروش انرژی میان MGها و نیز شبکه بالادست اجازه دهد توان موردنیاز خود را تأمین نمایند و به‌واسطهٔ شارژ و دشارژ باتری و نیز روشن و خاموش‌شدن DGsی خود در ساعات مختلف شبانه‌روز و نیز بر اساس قیمت پیشنهادی شبکه بالادست سود خود را نیز افزایش دهند. درنهایت در ترم سوم تابع هدف پیشنهادی، به دنبال کاهش تلفات موجود در MG‌های موردمطالعه خواهیم بود. به‌منظور حل تابع هدف پیشنهادی نیز از یک روش بهینه‌سازی ترکیبی بر اساس الگوریتم ذرات و ژنتیک استفاده شده است. نتایج بر روی شبکه تست 33 باس پیاده‌سازی می‌شود و نشان داد که روش پیشنهادی در مقایسه با روش‌های بهینه‌سازی مرسوم عملکرد بهتری داشته است. همچنین برنامه‌ریزی بهینه پیشنهادی در MG سبب کاهش تلفات و افزایش سود آن‌ها گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت آسیب‌پذیری زیرساخت های شهری از منظر پدافند غیرعامل (مورد مطالعه: شهر ایلام)</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210883.html</link>
      <description>امروزه شهرها متراکم‌ترین زیستگاه‌های انسانی هستند که به‌واسطه وجود کاربری‌های مختلف (حیاتی، حساس و مهم) مورد توجه و تهدید دشمنان به اشکال مختلف بوده که شرط اول و الزامی در جهت پی بردن به توانایی‌ها و اهداف، شناسایی تهدیدات و افزایش توانمندی-ها می‌باشد، از همین رو کارآمدترین روش در مقابل انواع تهدیدات دشمن، ارتقاء سطح مدیریت دانش در اصول پدافند غیرعامل است که به‌کارگیری آن می‌تواند باعث حفاظت از تأسیسات حیاتی و حساس شهری شده و همچنین کاهش اثربخشی تهدیدها را نیز به دنبال داشته باشد. پدافند غیرعامل از مهم‌ترین رویکردها و استراتژی‌ها در حوزه برنامه‌ریزی، مدیریت، ایمنی و امنیت شهر همواره مورد توجه بوده است.
این پژوهش با ارائه روشی که در آن شهر و عناصر شهری تأثیرگذار در موضوع پدافند غیرعامل مورد تجزیه‌وتحلیل قرار می‌گیرد؛ به دنبال پیشگیری از آسیب‌پذیری کاربری‌های شهری و کاهش خسارات در آن‌ها می‌باشد. ایلام یکی از شهرهای مرزی کشور که به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و اخیراً دروازه ورودی به عتبات و عالیات و همچنین استقرار مراکز مهم مدیریتی- جمعیتی در آن از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام‌ گرفته و داده‌های تحقیق عمدتاً از طریق روش‌های میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) جمع‌آوری‌ شده است. بر این اساس فهرستی 30 گانه از عناصر آسیب‌پذیر تهیه و با استفاده از نرم‌افزار GIS و روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) فازی، پهنه‌بندی آسیب‌پذیری شهر بر اساس این عناصر تهیه شد. پهنه‌های آسیب‌پذیر در نهایت با یکدیگر تلفیق‌شده و پهنه‌بندی آسیب‌پذیری شهر ایلام با رویکرد پدافند غیرعامل تهیه شد. در پایان راهکارهای لازم به‌منظور کاهش خسارات احتمالی ناشی در معرض قرارگیری تهدیدات (انسانی- طبیعی) ارائه گردیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی مفهوم هواپیمای بدون سرنشین و راهکارهای مقابله با تهدیدات آن‌ها در عرصه شهری (نمونه مورد مطالعه: شهرک شهید محلاتی، شهرک شهید چمران و مجتمع سرو دانشگاه شهید بهشتی)</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210884.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، تشدید تهدیدات هوایی نظامی علیه زیرساخت‌های شهری و ضرورت یافتن راهکارهای شناسایی و مقابله با آن‌ها، به چالشی اساسی برای دولت‌ها بدل شده است. در این میان، پرنده‌های هدایت‌پذیر از دور (پهپادها) چالشی نوین به شمار می‌روند؛ به گونه‌ای که مواجهه ساختارمند با آن‌ها، نیازمند شناخت دقیق ماهیت و راهبردهای عملیاتی این وسایل در نبردهای چندبعدی شهری است. پژوهش حاضر با هدف بازشناسی ویژگی‌های تهدیدات پهپادی و ارائه راهکارهای پدافندی چندلایه جهت ارتقای تاب‌آوری کالبدی سکونتگاه‌های شهری تدوین شده است و با توجه به ماهیت عملیاتی راهکارهای پیشنهادی، در زمره پژوهش‌های کاربردی قرار می‌گیرد.
بدین منظور، این مطالعه با رویکردی ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده و برای ریشه‌یابی و تحلیل آسیب‌پذیری‌ها از شیوه «پس‌کاوی» بهره گرفته است. داده‌های پژوهش نیز از طریق مطالعات اسنادی-کتابخانه‌ای و مشاهده و بررسی میدانیِ سه مجموعه مسکونی (شهرک شهید محلاتی، شهرک شهید چمران و مجتمع سرو) گردآوری و تحلیل شده‌اند.
یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که دفاع مؤثر در محیط‌های شهری نیازمند تلفیق تدابیر «فوری» و «بلندمدت» است. در بخش تدابیر فوری، به‌کارگیری سامانه‌های سدکننده فیزیکی متناسب با جرم و سرعت پرتابه، نظیر تورهای منعطف و شبکه‌های صلب برای خنثی‌سازی انرژی جنبشی تهدید پیش از اصابت پیشنهاد می‌گردد. از سوی دیگر، تدابیر بلندمدت با نگاهی کلان، الزامات پدافند کالبدی را در شهر نهادینه می‌کنند. در بُعد فضای سطحی، ایجاد دالان‌های هوایی مجزا برای عبور و مرور مجاز و مکان‌یابی ابنیه حساس در فواصل دور از معابر اصلی، موجب ناکارآمدی سامانه‌های ناوبری بصری مهاجم در صورت اختلال در سیستم جی‌پی‌اس می‌گردد. با تأکید بر این رویکرد، راهکارهای کالبدی در بُعد فضای روسطحی نیز در سه مقیاس تبیین شده‌اند: در مقیاس بلوک شهری، پرهیز از کدهای ارتفاعی یکنواخت و استفاده از الگوهای ناهمگون به منظور جلوگیری از قفل‌گذاری لیزری و محدودسازی مسیر مانور هواگردها مدنظر است؛ در مقیاس بنا، طراحی ساختمان‌ها با فرم‌های هندسی نامتقارن، نامنظم و چندوجهی همراه با نماهای پیچیده جهت ایجاد ابهام بصری و اختلال در شناسایی هدف پیشنهاد می‌شود؛ و در نهایت در مقیاس عناصر و پوشش خارجی بنا، استفاده از سقف‌ها و جداره‌های چندلایه و فداشونده برای اختلال در فیوز مهمات تأخیری، کاربرد بتن مسلح درجا برای دفع موج انفجار و به‌کارگیری مصالح آینه‌ای (نظیر شیشه تخت و صفحات پلکسی) یا سطوح ناهموار جهت انحراف، تضعیف و تفرق سیگنال بازگشتی لیزر به حسگر موشک‌های هدایت‌شونده مورد تأکید قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی نقش مدیریت بحران و پدافند غیرعامل در ارتقای پایداری زیرساخت‌های حیاتی انرژی</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210885.html</link>
      <description>مقاله حاضر به ارزیابی نقش مدیریت بحران و پدافند غیرعامل در ارتقای پایداری زیرساخت‌های حیاتی انرژی می‌پردازد. زیرساخت‌های انرژی، به دلیل ماهیت استراتژیک و تأثیرگذاری گسترده بر سایر بخش‌های اقتصادی و اجتماعی، همواره در معرض انواع تهدیدات، از جمله بلایای طبیعی، حوادث فنی، و حملات عمدی (اعم از سایبری و فیزیکی) قرار دارند. در این راستا، مدیریت بحران به عنوان مجموعه‌ای از فرآیندها برای پیش‌بینی، آمادگی، واکنش و بازیابی از بحران‌ها، و پدافند غیرعامل به عنوان مجموعه‌ای از اقدامات غیرمسلحانه برای حفظ جان، مال، و زیرساخت‌های کشور در برابر تهدیدات خصمانه، دو ستون اصلی در تضمین تداوم عملکرد و پایداری این زیرساخت‌ها محسوب می‌شوند. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی است و داده‌های مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع‌آوری شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان و مدیران کلیدی در بخش‌های مختلف زیرساخت‌های حیاتی انرژی (شامل نیروگاه‌های برق، خطوط انتقال گاز، پالایشگاه‌ها و تاسیسات نفتی) است که بر اساس نمونه‌گیری طبقه‌بندی شده و فرمول کوکران 100 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده‌اند. این پژوهش، چالش‌های کلیدی در پیاده‌سازی مؤثر استراتژی‌های مدیریت بحران و پدافند غیرعامل در بخش انرژی را مورد بررسی قرار داده و راهکارهای عملیاتی برای غلبه بر آن‌ها ارائه می‌دهد. ارتباط متقابل و تأثیرگذاری این دو رویکرد بر افزایش پایداری زنجیره تأمین انرژی تشریح می‌گردد. یافته‌های کلیدی این تحقیق نشان می‌دهد که یکپارچه‌سازی رویکردهای مدیریت بحران و پدافند غیرعامل، ضمن کاهش آسیب‌پذیری، می‌تواند به طور چشمگیری توانایی زیرساخت‌های حیاتی بخش انرژی را در مواجهه با انواع بحران‌ها افزایش داده و از استمرار خدمات ضروری اطمینان حاصل نماید. نتیجه‌گیری می‌شود که اتخاذ راهبردهای جامع و تلفیقی، مبتنی بر ارزیابی دقیق تهدیدات و آسیب‌پذیری‌ها، و پیاده‌سازی مؤثر اقدامات پدافند غیرعامل و برنامه‌های مدیریت بحران، امری ضروری برای تضمین امنیت و تاب‌آوری پایدار در بخش انرژی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ذهنیت خبرگان در ارزیابی آسیب پذیری کالبدی و عملکردی تاسیسات آب شیرین کن با استفاده از روش شناسی کیو</title>
      <link>https://pd.ihu.ac.ir/article_210886.html</link>
      <description>تأسیسات آب‌شیرین‌کن به‌عنوان زیرساخت‌های حیاتی تأمین آب در مناطق کم‌آب، از منظر پدافند غیرعامل در زمره مراکز راهبردی و حساس کشور محسوب می‌شوند و آسیب‌پذیری آن‌ها می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای در حوزه امنیت آبی، زیست‌محیطی و اجتماعی به‌همراه داشته باشد. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و تبیین الگوی آسیب‌پذیری تأسیسات آب‌شیرین‌کن از منظر پدافند غیرعامل با بهره‌گیری از روش کیو است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی مبتنی بر رویکرد آمیخته کیفی–کمی است. در گام نخست، با بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش و نیز نظر خبرگان حوزه پدافند غیرعامل و تأسیسات آبی، 200 گزاره به‌عنوان عوامل مؤثر بر آسیب‌پذیری استخراج گردید. در مرحله بعد، با استفاده از تکنیک کیو، گزاره‌ها توسط جامعه مشارکت‌کنندگان مرتب‌سازی شده و داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS و تحلیل عاملی اکتشافی مورد پردازش قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی منجر به شناسایی 6 الگوی  ذهنی غالب در خصوص ابعاد آسیب‌پذیری گردید که این ابعاد در قالب 139  عامل اصلی قابل تبیین هستند. در نهایت، مدل حاصل از پژوهش می‌تواند به‌عنوان چارچوبی تصمیم‌یار برای مدیران حوزه آب و سیاست‌گذاران پدافند غیرعامل در جهت اولویت‌بندی اقدامات کاهش آسیب‌پذیری و ارتقای تاب‌آوری تأسیسات آب‌شیرین‌کن مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
